الشيخ محمد جواد الخراساني
366
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
فتنه و فساد و طغيان است ، اگرچه قهرا مستلزم حفظ مال و جان نيز هست و اين جهت نيز ملحوظ گشته و وجه تأكيدش در عصر غيبت اسباب فساد و ارتداد و حيرت و ضلال و مخاطرهء جان و مال است . و اما تفسير هريك : تقيه هم در فعل است و هم در قول : تقيهء در فعل آن است كه در عمل و رفتار مانند آنكه از او تقيّه مىكند عمل مىكند . تقيهء در قول آن است كه بر خلاف او نگويد يا اگر احيانا اقتضاء كند موافق او بگويد . و شرح تقيه و موارد آن و كيفيّت آن به حسب موارد مبسوط است و تفصيل آن محوّل به فقه است ، و حدّ اقتضاى نوعى آن منوط به نظر فقيه است . ولى اجمالا تقيه در مقابل ظالم متسلّط است . سكوت : در قول است . و حد آن هم حدّ تقيه است تا آنجا كه تقيه اقتضاء كند ، نهايت تقيه در قول ، هم به ترك خلاف است و آن سكوت است و هم به موافقت در قول . و سكوت تنها ترك خلاف است با زبان و گاهى هم سكوت بر سكون اطلاق مىشود . سكون : در مقابل فتنهها و قيامها و نهضتها و دعوتها و احزاب و رايات است و آن حركت نكردن و ترك مساعدت و موافقت و مخالطت است . اعتزال : يعنى كناره گرفتن خواه به ملازمت بيت و خانهنشينى و خواه به محض ترك معاشرت و مخالطت و به هر دو معنى اعم است از اينكه در برابر ظالم متسلّط باشد . يا فتنهها و بدعتها و يا از اهل معصيت و پيروان هوى و عيّاشان بىپروا . اما راجع به تقيّه : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « كلّما تقارب هذا الأمر كان أشدّ للتّقيّة » . هرچه اين امر فرج نزديكتر شود تقيّه سختتر خواهد بود » . « 1 » يعنى بايد بيشتر تقيّه كرد زيرا اسباب تقيّه بيشتر و ظالمين ستمگرتر و بىپرواتر خواهند بود . و نيز فرمود : « من ترك التّقيّة قبل خروج قائمنا فليس منّا » . هركس پيش از خروج قائم ما تقيه را ترك كند از ما نيست » . « 2 »
--> ( 1 ) - اصول كافى 2 / 249 ؛ جامع الاخبار 255 . ( 2 ) - جامع الاخبار 253 ؛ بحار 85 / 411 ح 61 .